تبليغاتX
بریده های زندگی

دستي افشان، تا ز سر انگشتانت صد قطره چكد،

هر قطره شود خورشيد

باشد كه به صد سوزن نور، شب ما را بكند روزن روزن.

ما بي تاب، و نيايش بي رنگ.

از مهر لبخندي كن، بنشان بر لب ما

باشد كه سرودي خيزد در خورد نيوشيدن تو.

ما هسته پنهان تماشاييم.

ز تجلي ابري كن، بفرست،‌كه ببارد بر سر ما

باشد كه به شوري بشكافيم، باشد كه بباليم و

به خورشيد تو پيونديم.

ما جنگل انبوه دگرگوني.

از آتش همرنگي صد اخگر برگير، بر هم تاب، ‌برهم پيچ:

شلاقي كن،‌و بزن بر تن ما

باشد كه ز خاكستر ما، در ما، جنگل يكرنگي بدر آرد سر.

چشمان بسپرديم، خوابي لانه گرفت.

نم زن بر چهره ما

باشد كه شكوفا گردد زنبق چشم، و شود سيراب

از تابش تو، و فرو افتد.

بينايي ره گم كرد.

ياري كن، و گره زن نگه ما و خودت با هم

باشد كه تراود در ما، همه تو.

ما چنگيم: هر تار از ما دردي، سودايي.

زخمه كن از آرامش ناميرا، ما را بنواز

باشد كه تهي گرديم، آكنده شويم از والا « نت » خاموشي.

آيينه شديم، ترسيديم از هر نقش.

خود را در ما بفكن.

باشد كه فرا گيرد هستي ما را، و دگر نقشي ننشيند در ما.

هر سو مرز، هر سو نام.

رشته كن از بي شكلي گذران از مرواريد زمان و مكان

باشد كه بهم پيوندد همه چيز، باشد كه نماند

مرز،‌كه نماند نام.

اي دور از دست! پر تنهايي خسته است.

گه گاه، شوري بوزان

باشد كه شيار پريدن در تو شود خاموش.

*****

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آذر 1388ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط ریحانه |

وقتي گريه كردي شهرخنديدوچه گريه ي مباركي بود.

 بي شك توهم خشنودي هرچند سوراخ كفش هايم خواب ناز جورابهايم رابرهم ميزد.

ولي حالاكه سينه ي خس گرفته ي شهرمان را مرهم مي گذاري خوشحالم

حالاكه بچه ها با پنجره آشتي مي كنندوگنجشكها اگر چه غافلگير شده اند ولي ميرقصند

توعزيزترين ميهماني كه البته قدمت مبارك است.

يادم بماند كنار اين شادي هواي دختريتيم سركوچه مان رابيشتر داشته باشم .

سراغي هم ازصغرا خانم بگيريم كه اين روزها به قول خودش پاي آن روزها راندارد.

ويادم بماندكه...

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط ریحانه |

براي شب ميهمان داشتيم داشتم .غذا را آماده ميكردم فر را از قبل روشن كرده بودم تا گرم بشه

 موقعي كه كار آماده شدن غذا تمام شددر فر را باز كردم واونوقت بود،

 كه ديدم كيك تولدي كه دخترم با اسباب بازيهاشون درست  كرده بودند ونمي دانم چه موقعي كه من

درخانه نبودم توي فر گذاشته بودند،آب شده است اول تعجب كردم!!

 بعدش داد زدم دختر كوچولوي من هم كه صحنه را ديد تعجب كرده بود!

فقط شانس آوردم كه كيك خراب شده ي بچه ها داخل يك سيني فلزي بود وگرنه بايد

يك ساعتي معطل ميشدم وسيني فر را تميز ميكردم.

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم مهر 1388ساعت 7:18 قبل از ظهر توسط ریحانه |

سلام سلام حال دوستان گلم چطوره

امروز بعد از پشت سر گذاشتن یه سری مشکلات فرصت کردم بیام وچیزی بنویسم

دیروز که بادختر کوچولوم به خیابان رفتیم که براش  پارچه برای مانتوی مدرسه بخریم چقدر خوشحال بود

وفکر میکنم من از اون خوشحالتر بودم

یادم به دوران مدرسه ی خودم افتاده بود وهمان قدر احساس شادی ونشاط

امیدوارم دخترم اولین سال مدرسه رابا انرژی وپر نشاط شروع وبه پایان برسونه .

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 5:16 بعد از ظهر توسط ریحانه |

بهبود زودتر زخم با خوش‌اخلاقی

زخم دست

خوش رفتاری موجب می شود که زخم های بدنتان زودتر بهبود یابد.

دکتر فرشته نوری روانپزشک در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا- واحد علوم پزشکی ایران- گفت: بد اخلاقی و رفتار خصمانه و خشونت آمیز، طول مدت بهبود زخم‌ها و کبودشدگی‌ها را افزایش می‌دهد، اما خوش رفتاری و مثبت اندیشی موجب می‌شود که میزان واسطه شیمیایی سایتوکین در بدن افزایش یابد.

 

وی گفت: سایتوکین موجب می‌شود سلول‌هایی که برای ترمیم زخم یا هر نقطه آسیب دیده ی بدن مورد نیاز هستند، سریع تر تکثیر شوند. در نتیجه زخم زودتر بهبود می یابد.

بد اخلاقی و رفتار خصمانه و خشونت آمیز، طول مدت بهبود زخم‌ها و کبودشدگی‌ ها را افزایش می‌دهد.

بنابراین سعی کنید خوش برخورد، شاداب و سرحال باشید. دوستانتان را با یک دعوت برای شام یا ناهار غافلگیر کنید. به دیدن اقوام و خویشان خود بروید و سعی کنید به مردم کمک کنید.

اگر زخمی در بدنتان داشته باشید، خواهید دید با انجام این کارها در مدت کوتاهی خوب می شوید.

سلول‌هایی که برای ترمیم زخم یا هر نقطه آسیب دیده ی بدن مورد نیاز هستند، سریع تر تکثیر شوند. در نتیجه زخم زودتر بهبود می یابد.

بد اخلاقی و رفتار خصمانه و خشونت آمیز، طول مدت بهبود زخم‌ها و کبودشدگی‌ ها را افزایش می‌دهد.

بنابراین سعی کنید خوش برخورد، شاداب و سرحال باشید. دوستانتان را با یک دعوت برای شام یا ناهار غافلگیر کنید. به دیدن اقوام و خویشان خود بروید و سعی کنید به مردم کمک کنید.

اگر زخمی در بدنتان داشته باشید، خواهید دید با انجام این کارها در مدت کوتاهی خوب می شوید.

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 9:8 قبل از ظهر توسط ریحانه |